
فورتوناتا و خاسينتا
1886- 1887 ¡ چهار جلد ¡ اسپانيا
بنیتو پِرِت گالدوس (۱۸۴۳- 1920)
پنتوپِرِت گالدوس، نویسندهی زادهي جزایر قناری، برای رمانِ فورتوناتا و خاسينتا چنين زيرعنواني انتخاب كرد: «دو قصه دربارهي دو زنِ متأهل.» اين دو زن، يكي فقير و ديگري ثروتمند، در جهانهاي بسیار متفاوت زندگی میکنند اما زندگیهاشان به هم گره میخورند چون هر دو به یک مرد- خوانیتو- دل بستهاند. فورتوناتا زنی جوان و زیبا از طبقهی کارگر است که با خوانیتوی ثروتمند سر و سرّی دارد. اما وقتی فورتوناتا باردار میشود، خوانیتو همه چیز را بر هم میزند و با خاسینتا، دختری از خویشاوندانش، ازدواج میکند. خاسینتا، به هر دری میزند تا مادر شود اما تلاشش به جایی نميرسد. فورتوناتا هم ازدواج میکند اما بعد از مدتی، دوباره رابطهای- گرچه جسته گریخته - میان او و خوانیتو شکل میگیرد. در مادریدِ گالدوس، که قصهی رمان در آن میگذرد، آدمهای همهی اقشار اجتماعی پیوندهایی گریزناپذیر با هم دارند.
مادرید، شهری که خانه ی گالدوس شده بود، عشق بزرگ و منبع الهامِ او در کاوشهای گستردهاش در فردیتِ انسان، عشق و اشتیاق بود و فورتوناتا و خاسینتا را اغلب برترین نمونهی این کاوشها ميدانند. این روایت، با لحنی شوخ و مهرآمیز، قصههای زندگی دو زن را در هم میتند. راوی هم انگار جزو شخصیتهای رمان است و در جریان قصه، شخصیتهای متعددش را طوری معرفی و توصیف ميكند که گویی از آشنایانشان است.
گالدوس از دوستداران پروپاقرص چارلز دیکنز بود و در سال ۱۸۶۸ کتاب یادداشتهای پیک ویکِ او را به اسپانیایی ترجمه کرد. او، بر خلاف دیکنز، شخصیتهایی می آفرید که به لحاظ روانی متوازن و متعادل بودند اما نقطهی اشتراکی هم با نویسندهی انگلیسی محبوبش داشت: راديكاليسم سياسي. اين ويژگي گالدوس، در كنار موفقيت ادبياش، خيليها را به دشمني با او ميانگيخت. وقتي گالدوس نامزد نوبل ادبيات شد، خيليها از داخلِ اسپانيا زبان به اعتراض باز كردند. اما او، پس از مرگش، جزو شخصيتهاي ملي محترم اسپانيا شد و رمانهايش را وارثان حقيقيِ دُن كيشوتِ سروانتس خواندهاند.
شما می توانید این کتاب به همراه هزاران عنوان کتاب دیگر را از فروشگاه اینترنتی بوک شهر تهیه فرمائید
دیدگاه خود را بنویسید